تله ماموریت - شرکت چاپ و نشر بازرگانی

اشتراک گذاری
230 بازدید
25 فروردین 1405
کد مطلب : 157

توضیحات محصول

نویسنده: امیرعلی خمارلو

ناشر: شرکت چاپ و نشر بازرگانی

 

طراحی سازمان غیرانتفاعی دردنیای پیچیده

مسیر اول: مسیر روایتگری ) )The Narrative Journey
این مسیر ، قلب تپنده و روایی کتاب است. شما در این سفر تنها نخواهید
بود و از همان ابتدا، با «سارا » آشنا میشوید؛ یک مدیر دغدغهمند و توانا که
با چالشها، تردیدها و امیدهایی روبهروست که احتمالاً شما نیز با آنها
دستوپنجه نرم میکنید. داستان سارا، شبیهساز پرواز ماست که در آن همراه با
او شکست میخورید، با مقاومتهای سیستم روبهرو میشوید، لحظات «آها! »
را تجربه کرده و اولین قدمهای لرزان اما شجاعانه را بهسوی یک پارادایم جدید
برمیدارید. این بخش برای «حس کردن » و «زندگی کردن » ایدهها طراحی شده
است.
مسیر دوم: کارگاه کالبدشکافی و ابزارها ) )The Architect’s Engine Room
داستان به تنهایی کافی نیست. برای یادگیری عمیق و کاربردی، پس از هر
گام مهم در سفر سارا، داستان را متوقف کرده و با هم وارد «کارگاه کالبدشکافی
و ابزارها » می شویم. در این بخش های تحلیلی، من ب هعنوان راهنما، اتفاقات
داستان را کالبدشکافی کرده و آ نها را به نظریه های علمی معتبر و تجربیات
واقعی سازمان های موفق در سراسر جهان متصل می کنم. در انتهای هر «کارگاه
کالبدشکافی »، یک «جعب هابزار » عملی در اختیار شما قرار م یگیرد تا بتوانید
همان تحلیل ها و اصول را مستقیماً در سازمان خود به کار ببرید. این بخش
برای «درک کردن « ،» تحلیل کردن » و «به کار بستن » اید هها طراحی شده است.

سخن مولف

 

اجازه بدهید این کتاب را با یک اعتراف شروع کنم؛ نقطه شروع همهچیز برای
من. سالها پیش، در یکی از اولین پروژههای مشاورهام، من روح یک سازمان
را کشتم. البته نه به معنای واقعی کلمه. آن موسسه فرهنگی قدیمی هنوز
پابرجاست، اما آن جرقه، آن شور و حس تعلق عمیقی که اعضایش را مانند
خانواده به هم پیوند میداد، مدتهاست که مرده است. و من، با تمام نیتهای
خوب و ابزارهای مهندسیام، در این ترور خاموش نقش داشتم.
آن روزها، بهعنوان یک مهندس صنایع جوان، دنیای من دنیای نمودارها،
فرآیندها و استانداردها بود. وقتی برای اولین بار پا به دنیای سازمانهای
غیرانتفاعی گذاشتم، با جهانی روبرو شدم که بر اساس روابط و شهود پیش
میرفت. من با تمام قوا برای «حرفهایسازی » این سازمانها بسیج شدم؛
برایشان ساختارهای بینقص ماشینی طراحی کردم، غافل از آنکه این اسکلت
فلزی، کالبد نرم و ارگانیک روابط انسانی آنها را میشکافت.
تلخترین بخش ماجرا این بود که میدیدم تیمها، ساختار زیبای من را روی
دیوار قاب میکردند، اما در عمل، آن را دور میزدند تا بتوانند کار واقعیشان
را انجام دهند. در ابتدا آن ها را به «مقاومت در برابر تغییر » متهم م یکردم،
اما حقیقت این بود که آن ها برای بقا م یجنگیدند؛ برای محافظت از روح
سازمانشان در برابر تهاجم منطق ماشینی من.
این کتاب، محصول بیست سال دس توپنجه نرم کردن با همین تناقض
دردناک و سفر شخصی من از جایگاه یک «معمار ماشین » به یک «باغبان
اکوسیستم » است؛ سفری که در آن آموختم سازما نهای مأموری تمحور، ماشین
نیستند که مهندسی شوند؛ آن ها سیستم های زنده ای هستند که باید پرورش
داده شوند.

گالری پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *